تبلیغات
بیایید روابط زناشویی خود را اصلاح کنیم - رابطه بین مشکلات و میل جنسی مردان
 
بیایید روابط زناشویی خود را اصلاح کنیم
خواستن توانستن نیست اراده کردن توانستن است پس اراده کن و قدمی پیش گذار مطمئن باش میتونی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : zahra asadpor
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : zahra asadpor

یک داستان

جری 46 ساله رئیس یک شرکت ساختمانی بود .او و همسرش فران به دلیل عدم تفاهم و ناسازگاری درمسائل جنسی برای مشاوره نزد من امدند .فران اعتراف کرد:گاهی حس می کنم جری از من فقط برای تخلیه خود استفاده می کند .می توانم بفهمم از چیزی ناراحت است اما در مورد ان صحبت نمی کند و درعوض با تحکم از من می خواهد با او رابطه جنسی داشته باشم و در این لحظات بسیار پرخاشگر هم می شود .من حس می کنم حتی خودش نیز لذت نمی برد و می دانم که این هیچ کدام از ما را راضی نمی کند.

از جری خواستم به اخرین باری که او و فران ان نوع رابطه جنسی را داشته اند فکر کند. او پاسخ داد فکر می کنم پنج شنبه شب گذشته بود.

گفتم خوب جری میخواهم چشم هایت را ببندی و از اتفاقاتی که ان پنجشنبه افتاد و تورا آزار داد بگویی.

او شروع کرد:خوب آن روز صبح مجادله ای با یکی از مدیر تولیدهایم داشتم .اخیرا گزارش هایش را سر هم بندی میکرد و من نگران بودم که مجبور شوم اورا یک بار دیگر برای اشتباهات تکراری اش توبیخ کنم. آن روزم را بسیار بد شروع کردم سپس عصر آن روز فهمیدم شرکت دیگری قیمت بهتری برای اجرای پروژه  ساختمانی که ما هم درآن مشارکت داشتیم داده است و این ناکامی بسیار بزرگی برای ما بود.

دو ماه بود میخواستم این قرار داد را ببندم .همه چیز دست به دست هم داد وروزبسیار بدی برای من رقم زد.

من پاسخ دادم:حالا میخواهم خودت و فران را دراتاق خواب مجسم کنی وهمان طور که او تعریف کرد به او

پیشنهاد بدهی.کاملا احساس کن درآن شب هستی. میخواهم به من بگویی آن موقع دقیقا چه احساسی داشتی.

جری لحظاتی فکر کرد و سپس پاسخ داد: خسته -عصبی -مایوس .فکرکنم بیشتر شبیه یک شکست خورده بودم چون قرار داد رانبسته بودم .

چیزی دروجود من بود که ازمن میخواست از کار کناره بگیرم و دیگربازنگردم .دوست داشتم درجزیزه ای دور افتاده باشم و بدون هر گونه مسئولیتی زندگی کنم.

پرسیدم ٱیا شما شخصا احساس عاشقانه ای داشتید یا فقط تحریک شده بودید؟

اقرارکرد کرد:حالا که می پرسید فکر می کنم حس عاشقانه ای نداشتم .

و اگر شما نمی خواستید هم بستر شوید درآن لحظه چه می خواستید ؟

خوب فکر کنم من فقط میخواستم نزدیک فران باشم وحس کنم هنوز دوستم دارد .این که ناامید نشده و این که اقلا یک نفر طرف من است.

پرسیدم :چه می شد اگر فران کنارتان دراز میکشید و درآغوش تان می گرفت و نوازشتان می کرد و می گفت چقدر دوست تان دارد و به تمام این احساساتی که برایم بیان کردید گوش میداد .فکر می کنید چه احساسی داشتید؟

جری به نرمی پاسخ داد:احساس فوق العاده ای داشتم .احتمالا حس بسیار بهتری نسبت به آنچه که بعد از رابطه جنسی با او حس کردم پیدا می کردم.

 

گاهی مردان از طریق رابطه جنسی از زنان آرامش می طلبند به جای اینکه زبانی آن را بخواهند





نوع مطلب :
برچسب ها :